اخبار, تکنولوژی, دوربین, عکاسی, فیلمبرداری, نقد و بررسی, هنر و سینما

۱۰ لنز وینتیج عالی برای عکاسی پرتره

اغلب درباره لنزهای وینتیج طوری صحبت می‌شود که انگار تنها ارزش آن‌ها «شخصیت» یا همان Character است. منظور معمولاً فلر زیاد، کنتراست پایین، بوکه‌های چرخشی، اختلالات اپتیکی یا نوع دیگری از نقص‌های دوست‌داشتنی است که کمی حس و حال آنالوگ و جلوه‌ای خاص به تصاویر دیجیتال می‌دهد. البته هیچ ایرادی هم در این موضوع وجود ندارد. یک لنز دارای نقص می‌تواند ابزاری فوق‌العاده برای خلق تصاویر خلاقانه باشد. اما لنزهای وینتیج ارزشمندتر لزوماً عجیب‌وغریب‌ترین آن‌ها نیستند. گاهی بهترین گزینه‌ها لنزهایی هستند که عملکردشان به‌مراتب بهتر از چیزی است که قیمت نمونه‌های کارکرده‌شان نشان می‌دهد.

این فهرست دقیقاً در همین دسته قرار می‌گیرد. در اینجا خبری از لنزهای کلکسیونی و کمیاب، لنزهای فوق‌سریع و شاخص و محبوبی که یوتیوبرها پیش از این تمام نمونه‌های ارزشمندشان را پیدا کرده‌اند نیست. این‌ها لنزهای کاربردی و واقعاً توانمندی هستند که فوکوس دستی دارند و همچنان می‌توانند روی دوربین‌های دیجیتال مدرن عملکرد قابل‌قبولی از خود نشان دهند. برخی از آن‌ها لنزهای پرایم و کامپکت هستند و برخی دیگر لنزهای ماکرو. ما چند لنز زوم را هم در این فهرست قرار داده ایم؛ آن هم از دوره‌ای که بیشتر لنزهای زوم، کیفیت چندان بالایی نداشتند — موضوعی که وقتی با بودجه محدود کار می‌کنیم، انتخاب را حتی دشوارتر می‌کند. در هر صورت، وجه مشترک همه این لنزها ارزش خرید آن‌هاست: شارپنس، کنتراست، رنگ، رندرینگ کاربردی و کیفیت اپتیکی کافی برای اینکه بیشتر شبیه یک ابزار واقعی باشند تا یک وسیله صرفاً سرگرم‌کننده.

البته چند نکته را باید در نظر گرفت. قیمت لنزهای دست‌دوم دائماً در حال تغییر است. وضعیت فیزیکی و اپتیکی لنز تقریباً از هر چیز دیگری مهم‌تر است. قارچ، کدری، جداشدگی لایه‌های اپتیکی، تیغه‌های دیافراگم روغنی، هلیکوئیدهای سفت و عناصر اپتیکی بهم ریخته یا خارج از مرکز می‌توانند حتی یک لنز افسانه‌ای را به تجربه‌ای ناامیدکننده تبدیل کنند. همچنین اگرچه تقریباً تمام این لنزها به‌خوبی روی دوربین‌های بدون آینه قابل استفاده هستند، برخی مانت‌ها کاربری ساده‌تری نسبت به بقیه دارند. مانت‌های Nikon F، Olympus OM، Canon FD، Minolta SR/MD، Pentax K و Contax/Yashica نسبتاً ساده و بدون دردسر هستند. مانت Contax G پیچیده‌تر است، زیرا لنزهای اصلی این سیستم فاقد رینگ استاندارد فوکوس دستی هستند و برای استفاده از آن‌ها به آداپتور تخصصی نیاز دارید.

ما برای این فهرست، سقف بودجه را حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلار در نظر گرفته‌ایم. با این حال، بسیاری از این لنزها را می‌توان با کمی صبر و جست‌وجو، حتی با قیمتی بسیار پایین‌تر از این مبلغ و در شرایط عالی پیدا کرد.

اگر به‌دنبال کیفیت تصویر بالا بدون پرداخت قیمت‌های سنگین لنزهای مدرن هستید، این ده لنز گزینه‌ای بسیار مناسب برای شروع هستند.

در یک نگاه:

لنز Vivitar Auto Wide-Angle 28mm f/2.5

vivitar-28mm-Camerize

نام Vivitar در واقع نام یک سازنده واقعی نیست؛ بلکه یک برند تجاری است و شرکتی که پشت این نام قرار داشت، ساخت لنزها را به شرکت‌های مختلف اپتیکی ژاپنی می‌سپرد. به همین دلیل، خرید یک لنز با نام «Vivitar» مستلزم این است که بدانید دقیقاً کدام نسخه را تهیه می‌کنید. نسخه 28mm f/2.5 Auto Wide-Angle که ارزش خرید دارد، مدلی است که توسط شرکت Kino Precision ساخته شده و با شماره سریالی که با 22 شروع می‌شود، قابل شناسایی است. همین لنز با نام تجاری خود Kino یعنی Kiron و البته با برچسب Panagor نیز عرضه شده است؛ هرچند نسخه Panagor کمتر دیده می‌شود. هر سه مورد در واقع یک لنز یکسان هستند.

فرمول اپتیکی این لنز غیرمعمول است: ۸ عنصر در ۸ گروه که تمام عناصر آن به‌صورت مجزا از یکدیگر و با فاصله خلع قرار گرفته‌اند؛ همچنین لنز از پوشش چندلایه (Multicoating) و دیافراگم ۶ تیغه بهره می‌برد. برای لنزی با این قدمت، وجود چنین تعداد زیادی سطح شیشه-هوا قابل‌توجه است و تأثیر آن را می‌توان در عملکرد لنز از هر دو جهت مشاهده کرد. در مقابل، یک لنز واید در اختیار دارید که می‌تواند تا فاصله حدود ۰.۳ متر فوکوس کند؛ فاصله‌ای که برای یک لنز 28 میلی‌متری بسیار نزدیک محسوب می‌شود. علاوه بر این، از نظر مکانیکی با یک لنز کاملاً مستحکم روبه‌رو هستیم؛ بدنه تمام‌فلزی آن حدود ۳۲۰ گرم وزن دارد، رینگ فوکوس با دامنه حرکتی طولانی و حرکت بسیار نرم و کنترل‌شده طراحی شده و هود نیز به‌صورت داخلی روی لنز تعبیه شده است. این لنز تقریباً برای تمام مانت‌های مهم آن دوران عرضه شده بود: M42، Nikon F، Canon FD، Minolta SR، Olympus OM، Pentax K، Konica AR و Contax/Yashica.

فوکوس نزدیک همان ویژگی‌ای است که باعث می‌شود این لنز همچنان جذاب باشد. یک لنز 28 میلی‌متری که می‌تواند تا این حد به سوژه نزدیک شود، امکان ثبت پرتره‌های محیطی و عکس‌های جزئیات را با جداسازی واقعی سوژه از پس‌زمینه فراهم می‌کند؛ قابلیتی که در بیشتر لنزهای واید آن دوره نمی‌توان پیدا کرد. کنتراست آن بهتر از چیزی است که از یک طراحی هشت‌گروهی انتظار دارید، رنگ‌ها عملکرد خوبی دارند، اعوجاج کم است و در صورت مناسب بودن پس‌زمینه، رندر بخش‌های خارج از فوکوس کیفیتی دلپذیر و شبیه حباب‌های صابونی (Soap Bubble)پیدا می‌کند.

البته این لنز از گوشه تا گوشه کادر عملکرد کاملاً یکدستی ندارد. در حالت بازترین دیافراگم روی دوربین فول‌فریم، بخش‌های بیرونی کادر نرم هستند و وینیتینگ به‌وضوح دیده می‌شود؛ گوشه‌ها نیز تا حدود f/8 یا بیشتر به وضوح کامل نمی‌رسند. وجود تمام آن سطوح شیشه-هوا همچنین باعث می‌شود لنز مستعد فلر بسیار شدید و چشمگیر باشد؛ چیزی که بسته به شرایط می‌تواند یک مشکل یا یک ویژگی خلاقانه محسوب شود. اگر از آن در f/5.6 به بالا استفاده کنید و خورشید را از داخل کادر خارج نگه دارید، با توجه به قیمت، لنزی بسیار لذت‌بخش در اختیار خواهید داشت؛ لنزی که معمولاً در شرایط مناسب، با قیمتی بسیار کمتر از ۱۰۰ دلار پیدا می‌شود.

لنز Tokina AT-X 28-70mm f/2.6-2.8 or 28-70mm f/2.8

tokina-28-70-camerize

دو لنز متفاوت پشت این عنوان قرار دارند و این تفاوت اهمیت دارد. مدل اول Tokina AT-X 28-70mm f/2.8 است که تقریباً بین سال‌های ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۴ تولید شد. این لنز دارای ۱۶ عنصر در ۱۲ گروه، فیلتر ۷۲ میلی‌متری، وزن حدود ۶۱۰ گرم و حداقل فاصله فوکوس ۰.۷ متر است. مدل دوم، AT-X PRO 28-70mm f/2.6-2.8 است که جایگزین مدل قبلی شد و از سال ۱۹۹۴ تا اواخر دهه ۱۹۹۰ در نسخه‌های PRO و PRO II تولید شد. این مدل از فیلترهای ۷۷ میلی‌متری استفاده می‌کند و حدود ۷۶۰ گرم وزن دارد. نسخه PRO II به یک عنصر با ضریب شکست بالا و پراکندگی نوری پایین مجهز شده و پوشش‌های اپتیکی بهتری دارد. همچنین تشخیص آن آسان است، زیرا به‌جای هود پیچی مدل قبلی، از اتصال (Bayonet) برای هود استفاده می‌کند.

نسخه‌های f/2.6-2.8 از نظر طراحی، با Angenieux 28-70mm f/2.6 AF ارتباط دارند؛ لنزی که شرکت فرانسوی Angenieux در اوایل دهه ۱۹۹۰ برای مدت کوتاهی عرضه کرد. معتبرترین روایت این است که Tokina در طراحی و مهندسی اولیه این لنز نقش داشته و صرفاً نقشه‌های طراحی را بعداً خریداری نکرده است؛ چراکه Angenieux تجربه‌ای در زمینه فوکوس خودکار نداشت، در حالی که Tokina در این زمینه تجربه زیادی داشت. صرف‌نظر از اینکه همکاری دقیقاً چگونه انجام شده، این موضوع توضیح می‌دهد که چرا یک لنز زوم تولیدشده توسط یک شرکت شخص ثالث در آن دوره، عملکردی بسیار فراتر از شهرت خود ارائه می‌دهد.

این لنزها متعلق به دوران فوکوس خودکار هستند و به همین دلیل، در فهرستی که تقریباً تمام گزینه‌های دیگر آن از لنزهای فوکوس دستی تشکیل شده‌اند، انتخاب‌هایی متفاوت به شمار می‌روند. بااین‌حال، در عمل این موضوع مانع چندانی ایجاد نمی‌کند. سیستم Focus Clutchدر لنزهای AT-X به شما اجازه می‌دهد رینگ فوکوس را به عقب بکشید و لنز را وارد حالت فوکوس دستی کنید. بدنه نیز به‌جای پلاستیک از آلومینیوم ساخته شده و وقتی لنز را روی دوربین بدون آینه با آداپتور استفاده می‌کنید، در هر صورت فوکوس را به‌صورت دستی انجام خواهید داد. در عوض، یک دیافراگم سریع و ثابت در محدوده زوم واقعاً کاربردی در اختیار دارید؛ قابلیتی که تقریباً هیچ‌یک از لنزهای زوم کاملاً فوکوس دستی آن دوره ارائه نمی‌کردند.

از نظر اپتیکی، در بازترین دیافراگم باید انتظار مقداری اعوجاج کروماتیکی را داشته باشید؛ حالتی که معمولاً از آن با عنوان «Tokina Glow» یاد می‌شود و بیشتر در فاصله کانونی ۷۰ میلی‌متر دیده می‌شود و تا f/4 از بین می‌رود. از f/4 تا f/8، هر دو نسخه در مرکز تصویر شارپ هستند و در لبه‌ها نیز عملکرد قابل‌قبولی دارند و رنگ‌هایی اشباع و کمی شبیه به رندر فیلم ارائه می‌کنند. در فاصله کانونی ۲۸ میلی‌متر مقداری اعوجاج برل (Barrel Distortion) و در ۷۰ میلی‌متر اعوجاج بالشتکی (Pincushion Distortion) دیده می‌شود که هر دو قابل اصلاح هستند.

مدل ساده AT-X 28-70mm f/2.8 گزینه اقتصادی این مجموعه است و همچنان می‌توان آن را با قیمتی حدود ۲۰۰ تا ۲۵۰ دلار پیدا کرد. قیمت نسخه‌های PRO و PRO II با افزایش شناخت و محبوبیت آن‌ها از این محدوده بالاتر رفته است؛ بنابراین در مورد این لنزها، صبر و جست‌وجوی مناسب اهمیت بیشتری نسبت به بیشتر لنزهای این فهرست دارد.

لنز Pentax SMC 40mm f/2.8

pentax-40-camerize-studio

لنز Pentax SMC 40mm f/2.8 یک سؤال ساده مطرح می‌کند: اگر بهترین لنز، همان لنزی باشد که واقعاً با خودتان می‌برید چه؟

این لنز پرایم کوچک و پنکیک، یکی از دوست‌داشتنی‌ترین لنزها در مجموعه لنزهای فوکوس دستی پنتاکس است. فاصله کانونی ۴۰ میلی‌مترآن در نقطه‌ای ایده‌آل بین نمای کلاسیک ۳۵ میلی‌متری برای عکاسی مستند و لنز نرمال ۵۰ میلی‌متری قرار می‌گیرد. به‌اندازه کافی واید است که برای صحنه‌های روزمره مناسب باشد، اما آن‌قدر واید نیست که فضای تصویر را اغراق‌آمیز نشان دهد. از طرفی برای عکاسی عمومی به‌اندازه کافی نرمال است، اما مانند لنز ۵۰ میلی‌متری کادر بسته یا بیش‌ازحد آشنایی ندارد. نتیجه، فاصله کانونی‌ای است که طبیعی، راحت و انعطاف‌پذیر به نظر می‌رسد.

جذابیت اصلی این لنز، البته، ابعاد آن است. وقتی 40mm f/2.8 روی یک بدنه کوچک فیلمی پنتاکس نصب می‌شود، دوربین تقریباً حالتی پیدا می‌کند که می‌توان آن را در جیب قرار داد. هنگام استفاده روی دوربین بدون آینه با آداپتور، آداپتور مقداری به حجم مجموعه اضافه می‌کند، اما خود لنز همچنان فوق‌العاده جمع‌وجور باقی می‌ماند. این همان نوع لنزی است که باعث می‌شود دوربین کمتر شبیه یک تجهیزات تخصصی و بیشتر شبیه چیزی به نظر برسد که اتفاقی همراه خودتان دارید.

از نظر اپتیکی، 40mm f/2.8 لنز خوبی است، نه یک لنز بی‌نقص. در بازترین دیافراگم، ممکن است کنتراست کمی پایین‌تر باشد و شارپنس آن به اندازه بهترین لنزهای پرایم استاندارد تیز و کوبنده نباشد. اما با بستن دیافراگم تا f/4 یا f/5.6، لنز به شارپنس بالا، وضوح مناسب و عملکردی بسیار رضایت‌بخش می‌رسد. چیزی که آن را خاص می‌کند، بهترین خروجی آزمایشگاهی نیست؛ بلکه ترکیبی از سرعت مناسب، ابعاد بسیار کوچک، شارپنس خوب، فاصله کانونی مناسب برای عکاسی روزمره و، مهم‌تر از همه، یکنواختی عملکرد در سراسر کادر حتی در f/2.8است. افت جزئیات از مرکز تصویر به سمت گوشه‌ها بسیار کم است که برای چنین لنزی واقعاً چشمگیر محسوب می‌شود.

این یک لنز برای عکاسی در حین قدم‌زدن است، نه بررسی پیکسل‌به‌پیکسل تصاویر. آن را روی دوربین ببندید، دیافراگم را روی f/5.6 قرار دهید، فوکوس ناحیه‌ای (Zone Focus) انجام دهید و بروید عکس بگیرید. در مقایسه با لنزهای سریع‌تر ۵۰ میلی‌متری پنتاکس، اگر تنها چیزی که برایتان اهمیت دارد سرعت لنز باشد، 40mm f/2.8 انتخاب واضحی از نظر ارزش خرید نیست. اما اگر جمع‌وجوری، نحوه کارکرد و کنترل لنز و پرسپکتیو خاص فاصله کانونی ۴۰ میلی‌متر برایتان اهمیت دارد، این لنز به‌راحتی جایگاه خود را در این فهرست به دست می‌آورد.

نکته: اگر سرعت بیشتر برایتان اهمیت دارد، Konica Hexanon AR 40mm f/1.8 یک گزینه جایگزین عالی است. این لنز بر پایه طراحی Double Gauss (Planar) ساخته شده، در حالی که طراحی اپتیکی پنتاکس بر پایه Tessar است. بااین‌حال، برای کُنی‌کا، ترکیب فاصله کانونی وایدتر از فاصله معمول ۵۰ میلی‌متری در لنزهای نوع Planar با طراحی پنکیک باعث شده عملکرد آن در دیافراگم کاملاً باز با اعوجاج کروماتیکی و اعوجاج رنگی قابل‌توجه همراه باشد. بهترین گزینه جایگزین در این محدوده، Nikkor AI 45mm f/2 P است؛ هرچند این لنز در واقعیت چندان «وینتیج» محسوب نمی‌شود، اما از نظر روح و حال‌وهوای طراحی، کاملاً در این دسته قرار می‌گیرد.

لنز Canon FL 55mm f/1.2 یا FD 55mm f/1.2

canon-fl.2-camerize-55

یک لنز f/1.2 با قیمت یک شام معمولی؛ تمام جذابیت این لنز همین است. لنز Canon FL 55mm f/1.2 در سال ۱۹۶۸ معرفی شد و از ۷ عنصر در ۵ گروه، دیافراگم ۸ تیغه، فیلتر ۵۸ میلی‌متری، حداقل فاصله فوکوس ۰.۶ متر و ساختاری متشکل از فلز و شیشه با وزن ۴۸۰ گرم بهره می‌برد. این لنز ارزان‌ترین راه واقعی برای ورود به دنیای دیافراگم f/1.2 است و عمدتاً به این دلیل همچنان ارزان مانده که مانت FL به‌صورت Breech-Lock روی بدنه‌های فیلمی مسیر چندان مناسبی ندارد؛ روی دوربین‌های FD نیز در صورت استفاده از این لنز، نورسنجی شما به Stop-Down Metering محدود می‌شود. اما روی دوربین‌های بدون آینه که با آداپتور استفاده شود، هیچ‌کدام از این مشکلات اهمیتی ندارند.

در بازترین دیافراگم، این لنز دقیقاً همان رفتاری را دارد که از یک لنز f/1.2 متعلق به سال ۱۹۶۸ انتظار دارید. کنتراست کاهش پیدا می‌کند، اعوجاج اپتیکی (Spherical Aberration) هاله‌ای نرم اطراف نقاط روشن ایجاد می‌کند و بوکه به سمت حالت حبابی (Bubble Bokeh) می‌رود؛ ضمن اینکه در نزدیکی لبه‌های کادر، وینیتینگ اپتیکی قابل‌توجهی به شکل بوکه گربه‌چشمی (Cat-Eye Bokeh) دیده می‌شود. همچنین باید با انحنای میدان (Field Curvature) کنار بیایید، بنابراین در f/1.2 روش فوکوس و سپس تغییر کادر (Focus-and-Recompose) قابل اعتماد نیست. همین ویژگی‌ها همان «شخصیتی» هستند که بسیاری از افراد به خاطر آن سراغ این لنز می‌روند و در عکاسی از چهره، به‌خصوص در فاصله‌های نزدیک و متوسط، واقعاً جلوه‌ای زیبا ایجاد می‌کنند.

چیزی که بسیاری را شگفت‌زده می‌کند، سرعت بالای این لنز در برطرف کردن این مشکلات است. در f/2.8، اعوجاج اپتیکی تقریباً به‌طور کامل از بین می‌رود و کنتراست و شارپنس به شکل محسوسی افزایش پیدا می‌کند؛ در f/4 نیز لنز به یک لنز پرایم استاندارد کاملاً توانمند تبدیل می‌شود. این دو شخصیت متفاوت در واقع مهم‌ترین دلیل برای انتخاب آن هستند: یک لنز مناسب پرتره با رندرینگ و امضای بصری کاملاً مشخص در دیافراگم باز، و یک لنز نرمال بدون ایراد جدی وقتی فقط دو استاپ دیافراگم را می‌بندید.

مدل FD 55mm f/1.2 S.S.C. از پوشش چندلایه (Multicoating) بهره می‌برد و اصلاحات اپتیکی بهتری دارد. نسخه‌های Asphericalنیز، یعنی FD 55mm f/1.2 AL معرفی‌شده در سال ۱۹۷۱ و نسخه بعدی S.S.C. Aspherical، اولین لنزهای SLR بودند که از یک عنصر اپتیکی Aspherical استفاده می‌کردند. البته قیمت این مدل‌ها چند برابر بیشتر است و هر دو نسخه Aspherical از شیشه توریوم‌دار (Thoriated Glass) استفاده می‌کنند که با گذشت زمان دچار زردشدگی می‌شود.

برای این فهرست، مدل ساده FL همان گزینه‌ای است که بهترین ارزش خرید را ارائه می‌دهد و معمولاً با قیمتی حدود ۱۲۵ تا ۲۰۰ دلار به فروش می‌رسد.

لنز Helios 44-2 58mm f/2

Helios-44-2-58mm-f-2

هر فهرستی از این دست، دیر یا زود باید به Helios 44-2 برسد و بهتر است دلیل آن را به‌وضوح بیان کنیم. این لنزی نیست که در سکوت، کیفیتی بسیار بهتر از قیمتش ارائه دهد؛ آن‌طور که مثلاً Nikkor 105mm ارائه می‌کند. در عوض، این لنزی است که نقص‌های اپتیکی آن اتفاقاً زیبا هستند و تقریباً هیچ هزینه‌ای ندارد؛ یک نمونه M42 قابل‌استفاده را می‌توان با قیمتی حدود ۳۰ تا ۷۵ دلار پیدا کرد. در فهرستی که اساساً بر پایه عملکرد و توانایی واقعی لنزها شکل گرفته، Helios 44-2 عمداً یک استثنا محسوب می‌شود.

طراحی این لنز، نسخه‌ای شوروی از Carl Zeiss Jena Biotar 58mm f/2 است: ۶ عنصر در ۴ گروه که از اواخر دهه ۱۹۵۰ به بعد، در تعداد بسیار زیادی توسط کارخانه‌های KMZ، Valdai و BelOMO تولید شد. مدل 44-2 به‌طور مشخص نسخه M42 این لنز است که از دیافراگم ۸ تیغه پریست (Preset)، فیلتر ۵۲ میلی‌متری و پوشش اپتیکی تک‌لایه (Single-Coated) بهره می‌برد. مکانیزم پریست واقعاً برای فیلم‌برداری کاربردی است، زیرا رینگ پایینی دیافراگم را به‌صورت کاملاً نرم و بدون کلیک تنظیم می‌کند و در نتیجه خبری از پرش نوردهی نیست.

بوکه معروف چرخشی (Swirl) حاصل ترکیب اعوجاج های خارج از محورِ اصلاح‌نشده در طراحی لنز با وینیتینگ مکانیکی است و به‌صورت دلخواه و در هر شرایطی ایجاد نمی‌شود. برای به‌دست آوردن این افکت به یک پس‌زمینه شلوغ با نقاط نورانی یا بازتاب‌های مشخص (Specular Highlights)، سوژه‌ای نسبتاً نزدیک و دیافراگم کاملاً باز نیاز دارید. اگر هر سه مورد را درست فراهم کنید، گوشه‌های تصویر به الگویی چرخشی و منحنی‌شکل تبدیل می‌شوند که تقریباً هیچ لنز مدرنی نمی‌تواند چنین جلوه‌ای ایجاد کند. اما اگر شرایط مناسب نباشد، با یک لنز استاندارد نرم و کم‌کنتراست مواجه خواهید بود. با بستن دیافراگم تا f/5.6 یا f/8، شارپنس مرکز تصویر به‌طور محسوسی افزایش پیدا می‌کند و افکت چرخشی بوکه نیز کاملاً از بین می‌رود.

تفاوت عملکرد بین نمونه‌های مختلف این لنز واقعاً وجود دارد؛ این لنزها در طول چندین دهه و در کارخانه‌های مختلف، در مقیاسی میلیونی تولید شدند و کنترل کیفیت اولویت اصلی تولید نبود. پیش از خرید، حتماً وجود کدری، تیغه‌های دیافراگم روغنی و دسنترشدگی (Decentering) را بررسی کنید؛ هرچند با توجه به قیمت پایین این لنز، خرید دو نمونه برای مقایسه هم استراتژی غیرمنطقی‌ای نیست.

نسخه‌های جدیدتر مانند 44M، 44M-4 و 44M-7 به اتصال خودکار دیافراگم و پوشش‌های اپتیکی بهبودیافته‌تر مجهز شده‌اند که باعث افزایش کنتراست می‌شود، اما در عین حال معمولاً افکتی را که اکثر افراد به خاطر آن سراغ Helios می‌روند، کمی کنترل می‌کنند. اگر هدف اصلی شما همان بوکه چرخشی است، 44-2 همان نسخه‌ای است که باید تهیه کنید.

لنز Contax Zeiss C/Y 80-200mm f/4 Vario-Sonnar

contax-80-200_KE-camerize

لنز Contax Zeiss 80-200mm f/4 به خوبی برادر بزرگ‌تر خود، یعنی 100-300mm Vario-Sonnar نیست، اما چون کمتر مورد توجه قرار گرفته، قیمت آن همچنان نسبتاً مناسب است. یک لنز زوم تله‌فوتو با فوکوس دستی از دوران عکاسی فیلم، طبق کلیشه‌ای که درباره این لنزها وجود دارد، باید نرم، کم‌کنتراست و پر از اعوجاج رنگی باشد. اما این لنز چنین نیست. بله، بزرگ است. از استانداردهای امروزی لنز سریعی محسوب نمی‌شود، هرچند نمی‌توان آن را دقیقاً کند هم دانست. از نظر اپتیکی، کیفیت و جدیتی دارد که حتی امروز نیز در تصاویر خود را نشان می‌دهد.

جذابیت اصلی آن کاملاً مشخص است: رنگ و کنتراست Zeiss در یک محدوده زوم تله‌فوتوی کاربردی، بدون اینکه مجبور باشید هزینه لنزهای سریع‌تر یا پرایم‌های معروف‌تر Zeiss را پرداخت کنید. محدوده 80 تا 200 میلی‌متر برای عکاسی پرتره، مناظر فشرده، رویدادها، جزئیات و عکاسی تله‌فوتو در سفر بسیار کاربردی است. دیافراگم ثابت f/4 نیز باعث می‌شود نوردهی قابل پیش‌بینی باقی بماند. مانت C/Y به‌راحتی با آداپتور روی دوربین‌های بدون آینه ـ و حتی Canon EF ـ قابل استفاده است و این لنز همان حس و کیفیت مکانیکی‌ای را دارد که از شیشه‌های Zeiss دوران Contax انتظار دارید.

این لنز برای قرار دادن در جیب و استفاده‌های کاملاً روزمره ساخته نشده است. با وسیله نسبتاً بزرگ و سنگین روبه‌رو هستید. وزن آن را در کیف خود احساس خواهید کرد و روی یک بدنه کوچک بدون آینه نیز این موضوع کاملاً محسوس است. اما نتیجه ی این سنگینی یک لنز زوم تله‌فوتو با کنتراست و رنگی بسیار متقاعدکننده برای یک لنز هم‌سن‌وسال خودش است.

این لنز همان نوع وضوح و شارپنس را دارد که بسیاری آن را با عبارت «Zeiss Pop» توصیف می‌کنند؛ هرچند این اصطلاح آن‌قدر مورد استفاده قرار گرفته که شاید وقت آن رسیده باشد بازنشسته شود. در واقع، منظور از این عبارت ترکیبی از شارپنس، کنتراست و تفکیک تونال است که به تصاویر حس وضوح و شفافیت می‌دهد. انتقال بین بخش‌های در فوکوس و خارج از فوکوس نیز به‌وضوح قابل تشخیص است، زیرا در اینجا خبری از مشکلات اپتیکی قابل‌توجهی نیست که تصویر را مبهم و کدر کنند.

لنز Tokina AT-X 90mm f/2.5 Macro

tokina-90mm

لنز Tokina AT-X 90mm f/2.5 Macro یکی از بهترین نام‌های مستعار را در دنیای اپتیک و لنزهای وینتیج دارد: «Bokina». همین نام تقریباً تمام چیزی را که باید درباره دلیل محبوبیت این لنز بدانید، بیان می‌کند. لنزهای ماکرو معمولاً با شارپنس تخت و بیش‌ازحد فنی و پس‌زمینه‌هایی شلوغ و ناآرام شناخته می‌شوند. اما Tokina علاوه بر اینکه بسیار شارپ است، به‌خاطر رندرینگ فوق‌العاده نرم بخش‌های خارج از فوکوس نیز شهرت دارد؛ به همین دلیل فقط یک لنز ماکرو نیست و می‌توان از آن به‌عنوان یک لنز پرتره نیز استفاده کرد.

مشخصات پایه آن بسیار خوب است: فاصله کانونی ۹۰ میلی‌متر، دیافراگم f/2.5، فوکوس دستی، بزرگنمایی 1:2 به‌صورت مستقیم و بزرگنمایی 1:1 با استفاده از اکستندر اختصاصی و هماهنگ با لنز. این ویژگی‌ها باعث می‌شوند این لنز نسبت به بسیاری از تله‌فوتوهای کوتاه وینتیج انعطاف‌پذیرتر باشد. فاصله کانونی آن برای عکاسی کلوزآپ راحت است، به‌اندازه کافی سریع است که برای پرتره مناسب باشد و از نظر اپتیکی آن‌قدر قدرتمند است که حتی افراد حساس به شارپنس را نیز راضی کند.

در بازترین دیافراگم، Tokina وضوح کافی برای اینکه کاملاً جدی گرفته شود دارد، اما جذابیت واقعی آن در نحوه طراحی و رندر تصویراست. پس‌زمینه‌ها به‌جای ایجاد آشفتگی و جزئیات مزاحم، تمایل دارند به‌نرمی در یکدیگر محو شوند. جداسازی سوژه از پس‌زمینه بسیار خوب است، بدون اینکه تصویر حالتی خشک یا بیش‌ازحد مصنوعی پیدا کند. رنگ و کنتراست نیز عملکرد خوبی دارند و لنز رندرینگ کمی غنی و پرمایه‌ای ارائه می‌دهد که برای عکاسی از گل‌ها، پرتره، جزئیات طبیعت و عکاسی کلوزفوکوس از اشیاء بی‌جان بسیار زیباست.

این لنز کوچک نیست. وزن و ابعاد قابل‌توجهی دارد و اکستندر اختصاصی 1:1 نیز مجموعه را بلندتر و استفاده از آن را کمی دست‌وپاگیرتر می‌کند. اما همین نحوه کارکرد بخشی از جذابیت آن است. حس یک ابزار اپتیکی جدی و حرفه‌ای را منتقل می‌کند. دامنه حرکتی رینگ فوکوس به‌اندازه کافی طولانی است تا بتوان با دقت بالا فوکوس کرد و لنز شما را به عکاسی آرام و حساب‌شده تشویق می‌کند.

Tokina را می‌توان یک ترکیب دوست‌داشتنی از لنز ماکرو و پرتره دانست. اگر از حشرات، گل‌ها، بافت‌ها، دست‌ها، چهره‌ها یا هر سوژه‌ای عکاسی می‌کنید که در آن هم جزئیات نزدیک و هم رندرینگ پس‌زمینه اهمیت دارد، به‌راحتی می‌توان فهمید که چرا Bokina به یکی از لنزهای محبوب و کالت در میان علاقه‌مندان تبدیل شده است.

لنز Contax G 90mm f/2.8 Sonnar

contax-g-90mm-

لنز Contax G 90mm f/2.8 Sonnar یکی از بهترین گزینه‌های اپتیکی در دنیای لنزهای وینتیج با قیمت مناسب است؛ البته با یک مشکل عملی مهم: این لنز برای یک سیستم رنج‌فایندر با فوکوس خودکار طراحی شده، نه برای فوکوس دستی معمول، بنابراین هلیکوئید فوکوس آن به‌جای رینگ فوکوس، از طریق یک پیچ روی مانت لنز تنظیم می‌شود.

اگر از این مانع عبور کنید، با یک لنز فوق‌العاده روبه‌رو خواهید شد. این لنز ویژگی‌های کلاسیک طراحی Sonnar را در خود دارد: شارپنس بالا در مرکز تصویر، کنتراست زیاد، رنگ‌های اشباع و رندرینگ بسیار نرم پس‌زمینه. این لنز هم برای پرتره مناسب است، هم برای ثبت جزئیات در منظره، هم یک تله‌فوتوی جمع‌وجور برای سفر محسوب می‌شود و هم می‌تواند همراهی عالی در کنار Contax G 45/2 Planar یا 28/2.8 Biogon معروف باشد.

منبع: Zeiss

نقطه‌ضعف اصلی این لنز، ارگونومی آن است. از آنجا که آداپتور موردنیاز، رینگ فوکوس مخصوص خودش را دارد، کیفیت آداپتورها ـ هم از نظر دقت تلرانس و هم از نظر تجربه واقعی فوکوس ـ تفاوت بسیار زیادی با یکدیگر دارد. عملکرد فوکوس ممکن است مبهم، سفت یا بیش‌ازحد کوتاه باشد؛ همچنین اتصال مکانیزم فوکوس آداپتور به پیچ فوکوس لنز ممکن است دقت یا استحکام کافی نداشته باشد.

آداپتورهای باکیفیت‌تر تجربه استفاده را به شکل محسوسی بهتر می‌کنند. شرکت Techart حتی یک آداپتور با فوکوس خودکار نیز برای این لنزها تولید کرده است، اما به‌طور کلی لنزهای Contax G هیچ‌وقت به سادگی لنزهای SLR با فوکوس دستی واقعی نیستند.

لنز Nikon Nikkor 105mm f/2.5 (non-AI, AI, or AI-S)

nikon-105mm

اگر قرار باشد فقط یک لنز وجود داشته باشد که تمام ایده خرید لنزهای وینتیج برای عکاسی پرتره را توجیه کند، احتمالاً همین لنز است. Nikon 105mm f/2.5 به مدت ۴۷ سال تولید شد و بیش از ۶۰۰ هزار دستگاه از آن به فروش رسید؛ به همین دلیل نمونه‌های آن فراوان هستند و قیمت‌ها نیز همچنان منطقی باقی مانده‌اند؛ معمولاً بسته به نسخه و شرایط لنز، قیمتی حدود ۱۰۰ تا ۱۸۰ دلار دارد. این لنز همچنین با اجماع گسترده، یکی از بهترین تله‌فوتوهای کوتاه ساخته‌شده برای فرمت ۳۵ میلی‌متری محسوب می‌شود؛ شهرتی که پس از ثبت پرتره معروف «دختر افغان» توسط Steve McCurry با دوربین FM2 و نسخه AI-S این لنز، بیش از پیش تثبیت شد.

چیزی که بیشتر خریداران نمی‌دانند این است که دو طراحی کاملاً متفاوت با نام یکسان در این خانواده وجود دارد و تفاوت میان آن‌ها صرفاً ظاهری یا مربوط به تغییرات جزئی نیست؛ بلکه با یک بازطراحی واقعی اپتیکی روبه‌رو هستیم.

مدل اولیه که از سال ۱۹۵۹ تا ۱۹۷۱ عرضه شد و با نام NIKKOR-P شناخته می‌شود، بر پایه طراحی Sonnar ساخته شده است: ۵ عنصر در ۳ گروه که ریشه آن به طراحی Wakimoto Zenji در سال ۱۹۵۳ برای دوربین‌های رنج‌فایندر نیکون بازمی‌گردد. در این طراحی، عنصر پشتی کمی کوچک‌تر شده تا فضای کافی برای حرکت آینه دوربین‌های SLR ایجاد شود. طراحی‌های نوع Sonnar با استفاده از گروه‌های ضخیم و چسبیده به یکدیگر، اعوجاج را با تعداد بسیار کمی از سطوح شیشه و هوا کنترل می‌کنند؛ ویژگی‌ای که در دوران استفاده از پوشش‌های تک‌لایه، به مقاومت عالی در برابر فلر و انتقال تونال بسیار زیبا منجر می‌شد.

این لنزها دارای پوشش تک‌لایه هستند، کمی رندر گرم‌تری دارند، کنتراست آن‌ها اندکی پایین‌تر است و انتقال از بخش‌های شارپ به بخش‌های خارج از فوکوس در آن‌ها نرم‌تر و ملایم‌تر انجام می‌شود. در دیافراگم باز نیز مقدار کمی نرمی وجود دارد که برای عکاسی از پوست و چهره بسیار خوشایند است. نسخه‌های Sonnar تقریباً تا شماره سریال 286451 ادامه دارند.

در سال ۱۹۷۱، نیکون این لنز را با یک طراحی جدید ۵ عنصر در ۴ گروه جایگزین کرد که از نظر فنی از نوع Xenotar محسوب می‌شود، اما تقریباً همه آن را با نام نسخه Gauss می‌شناسند. مشخص‌ترین نشانه این نسخه، عنصر پشتی بزرگ‌تر آن است که به‌وضوح قابل مشاهده است. همین طراحی در نسخه NIKKOR-P.C با پوشش چندلایه در سال ۱۹۷۳، نسخه K در سال ۱۹۷۴، نسخه AI در سال ۱۹۷۷ و نسخه AI-S در سال ۱۹۸۱ ادامه پیدا کرد و در واقع، بخش عمده نمونه‌هایی که امروزه در بازار دست‌دوم می‌بینید، از همین طراحی اپتیکی استفاده می‌کنند.

نسخه Gauss طراحی اصلاح‌شده‌تر و دقیق‌تری دارد. در دیافراگم باز، کنتراست را بهتر حفظ می‌کند و در فاصله‌های فوکوس نزدیک نیز عملکرد تمیزتری دارد؛ نقطه‌ای که طراحی‌های Sonnar معمولاً در آن ضعیف‌تر می‌شوند. نسخه‌های دارای پوشش چندلایه از سال ۱۹۷۳ به بعد نیز در شرایط نور از پشت (Backlight) عملکرد بسیار بهتری دارند.

اگر به دنبال یک تله‌فوتوی کوتاه با حس و عملکردی نزدیک به لنزهای مدرن هستید که بتوانید آن را با حدود ۱۵۰ دلار تهیه کنید، این همان گزینه‌ای است که باید سراغش بروید. نسخه Sonnar به‌هیچ‌وجه در معنای مطلق کلمه لنز نرمی نیست؛ بلکه صرفاً کنتراست پایین‌تر و رندرینگ ملایم‌تری دارد. برخی عکاسان این ویژگی را برای پرتره ترجیح می‌دهند، در حالی که برخی دیگر آن را به‌عنوان کمبود شارپنس و وضوح برداشت می‌کنند. از f/2.8 به بعد، عملکرد این دو نسخه به یکدیگر نزدیک می‌شود و در f/4 تشخیص تفاوت میان آن‌ها در یک آزمایش بدون اطلاع قبلی، بسیار دشوار خواهد بود.

یک متغیر دیگر نیز وجود دارد که دانستن آن ارزشمند است. بدنه‌های قدیمی‌تر Pre-AI از تیغه‌های دیافراگم گرد استفاده می‌کنند، در حالی که نسخه AI-S به ساختار ۷ تیغه مستقیم تغییر پیدا کرد. بنابراین در دیافراگم‌های بسته‌تر، نقاط نورانی خارج از فوکوس در نسخه‌های قدیمی‌تر به شکل دایره‌های نرم و در جدیدترین نسخه به شکل هفت‌ضلعی ثبت می‌شوند.

نسخه AI-S همچنین سبک‌ترین و باریک‌ترین مدل این خانواده است و تنها نسخه‌ای است که هود کشویی داخلی دارد. برای استفاده روی دوربین‌های بدون آینه، تمام این نسخه‌ها به‌سادگی با آداپتور قابل استفاده هستند و نسخه‌های Non-AI نیز هیچ محدودیتی ایجاد نمی‌کنند؛ اتصال AI تنها زمانی اهمیت دارد که بخواهید لنز را روی دوربین‌های فیلمی یا DSLRهای نیکون استفاده کنید.

در نهایت، هنگام خرید بیشتر از اینکه صرفاً به دنبال یک نسخه خاص باشید، شرایط لنز و قیمت آن را در اولویت قرار دهید؛ اما حتماً بدانید که دقیقاً کدام طراحی اپتیکی را خریداری می‌کنید.

لنز Contax Zeiss C/Y 135mm f/2.8 Sonnar

contax135

دسته لنزهای 135mm f/2.8 یکی از بهترین محدوده‌ها برای پیدا کردن لنزهای وینتیج با ارزش خرید بالا است. تقریباً تمام تولیدکنندگان بزرگ یک لنز با این مشخصات ساخته‌اند، بسیاری از آن‌ها قیمت پایینی دارند و تعداد قابل‌توجهی نیز عملکرد بسیار خوبی ارائه می‌دهند. Contax Zeiss یکی از نمونه‌های بهتر این دسته است که کاربرد کلاسیک یک تله‌فوتو را با شفافیت و خلوص اپتیکی Zeiss ترکیب می‌کند.

یک لنز 135 میلی‌متری به‌اندازه یک لنز 50 میلی‌متری یا حتی 85 میلی‌متری کاربرد عمومی ندارد، اما وقتی شرایط مناسب استفاده از آن فراهم باشد، واقعاً عالی عمل می‌کند. این لنز برای پرتره، مناظر فشرده، عکاسی کلوزآپ از اشیاء، ثبت بافت‌های دوردست و جدا کردن سوژه از پس‌زمینه بسیار مناسب است؛ بدون اینکه برای این کار به دیافراگم فوق‌سریع نیاز داشته باشید.

در مقایسه با لنزهای 135 میلی‌متری ارزان‌تر از برندهای دیگر، Zeiss همیشه صرفاً بر اساس قیمت، ارزان‌ترین گزینه موجود نیست. لنزهای 135mm f/2.8 توانمند زیادی را می‌توان با قیمت پایین‌تر پیدا کرد. اما Contax جایگاه خود را در این فهرست به این دلیل به دست می‌آورد که کیفیت اپتیکی، کیفیت ساخت و حس مکانیکی و ثبات رندرینگ را در کنار یکدیگر ارائه می‌دهد.

این لنز تصاویر را بدون اینکه امضای بصری خاص خودش را به آن‌ها تحمیل کند ثبت می‌کند؛ همین میزان از شفافیت و خنثی بودن رندرینگ همان چیزی است که من برای بخش عمده عکاسی خود به دنبالش هستم. با این حال، این لنز اصلاً گران نیست؛ به‌خصوص برای محصولی که نام Zeiss را روی خود دارد. من به‌طور مرتب نمونه‌های سالم آن را با قیمتی حدود ۱۰۰ تا ۱۲۵ دلار دیده‌ام.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *